تبليغاتX
سخن مشترک1

سخن مشترک1

صنفی اجتماعی

تا ريشه کن کردن تجاوز و تعدي به حريم دختران دانشجو از پاي نمي نشينيم

خبر تلاش معاون دانشجويي دانشگاه زنجان براي برقراري رابطه اجباري با يک دختر دانشجو در حالي منتشر مي شود، که تنها يک سال از فاجعه تعرض کارمند حراست دانشگاه کرمانشاه به يکي از دختران دانشجو مي گذرد

داشتم اين خبر را ميخواندم كه بي اختيار يادخاطره اي افتادم كه مربوط به ده سال پيش بود وقتي من سال آخر دانشگاه را ميگذارندم

تابستان بود و ازطرف دانشگاه همايشهاي علمي در شهر مشهد برگزار شده بود من (آزاده ) هم به اتفاق دوستام تصميم گرفتيم براي همايش زيست شناسي ان سال به مشهد برويم هدفمون اين بودكه ما هم استفاده لازم را از اين همايشهاي علمي ببريم و ازطرف ديگه بودن در جمع دوستان و بچه هاي دانشگاه خيلي باصفا بود ما هم دل به دريا زديم و رفتيم, ما در دانشگاه فردوسي مشهد مستقر شديم , همان روز اول در قسمت خوابگاه دانشجويي با پديده اي مواجه شديم كه براي ما خيلي عجيب بود مستخدم كه يك مرد 30تا 35 ساله بود مستمر درمحيط خوابگاه تردد ميكرد ما از اين كارتعجب كرديم و گاها ميامد از بچه ها ميپرسيد چيزي كم و كسري ندارندسوالم شده بود كه به چه حقي در محيط خوابگاه ما تردد ميكنه

روز بعد تعداد دانشجوها زيادتر شد و از همه شهرها براي شركت در اين همايش آمدند,تقريبا خوابگاه جاي سوزن انداختن نبود بچه ها از همه شهر ها آمده بودندالبته ان موقع سروكله مستخدم تو محوطه كمتر شداون در تاريكي شب از نور استفاده ميكرد  و محوطه خوابگاه را ديده ميزد چندين بار ان را ديدم ولي به هر كسي كه مي گفتيم بيفايده بود انگارخيلي عادي شده باشه كسي پاسخگوي اين مسئله نبودما نگران اين موضوع بوديم شب آخر بچه هاي كه از شهرهاي ديگه آمده بودند به شهرهاشون برگشتند.ما چون بليط برگشتمون مربوط به روز بعد بود ,براي  يك شب بيشتر از بقيه آنجا بوديم چون شب آخربود,وشب ها حرم امام رضا خيلي خلوتربود يك تعداد ازبچه ها تصميم گرفتند كه شب به حرم بروند.تعداد بچه ها تو خوابگاه خيلي كم شده بود و تفريبا همه رفته بودند

به همين خاطر آن شب فقط چند نفردر خوابگاه مانده بوديم.بچه هاي اتاق همه رفته بودند حرم تازه تصميم گرفته بودم كه بخواهم يك دفعه صداي كشيده شدن كفش يك نفرروي زمين حواسم را به خودش جلب كرد.صدا نزديك ونزديكترميشدمن چون تنهابودم درراپشت سرم قفل كرده بودم يك دفعه ديدم دستگيره داره بالاو پايين ميشه, وفتي ديد در فقل است شروع كردبه تكان دادن در من كه ترسيده بوديم بلند شدم گفتم كيه چه كار داري ميكني؟ديديم با شدت بيشتري تلاش ميكنه كه دررا باز كنه دوباره گفتم چكارداري توكي هستي؟ صداي ازش درنمياد ترسم بيشترشددنبال اين بودم كه حداقل يك چيزي را تو اتاق پيداكنم تااز خودم دفاع كنم ولي متاسفانه جز چند تاساك ديگه چيزي تواتاق پيدانميشدمدتي همان جا وايستادبعد كه ديد در باز نميشه رفت.من از ترس نزديك بود سكته كنم همين كه رفت سريع رفتم از سوراخ كه روي دربودم ديدم همان مستخدم دانشگاه هست كه داره به طرف درب خروجي ميره همين كه مطمئن شدم رفته پريدم بيرون اتاق همه اتاقها خالي شده بود و فقط اتاق روبروي دوتا از همكلاسيهام بودند درواقع كل خوابگاه خالي شده بوددويدم ورفتم طرف اتاقشون محكم در را كوبيدم آنها ترسون از خواب پريدندگفتم توروخدادر رو بازكنيد و به انها ما جرا را گفتم آنها گفتنداگر باهم باشيم ديگرجرات نداره بيادبعد من هم رفتم تواتاق آنها در راقفل كرديم وهرچي جنس داشتيم آورديم پشت در گذاشتيم من داشتم از سوراخ دربيروننگاه ميكردم ديدم دوباره اومد طرف اتاقمون من از ترس دراتاقمون را باز گذاشته بودم بهراحتي رفت توو قتي ديد كسي نيست شروع كرديكي يكي در اتاق ها را باز كردندوباره چنددقيقه بعدديدم آمد طرف اتاق ماكه دستگيره در را به سمت پايين داده ديد كه فقله ست تلاش ميكرد كه در را بازكنه  كليد را روي در گذاشته بوديم تلاش ميكرد كه قفل در را بشكنه در همان حال چند تايي با هم داد زديم كي هستي چكار داري؟يك دفعه كه متوجه صداي جمع سه نفري ماشد گفت هيچي ميخواستم ببنيم شمانيازبه چيزي نداريدكه يكي از بچه ها فحش را كشيد به جونش بعد هم ما از پشت درشروع به داد و بيداد كرديم,وقتي ديدكه ما داريم داد و بيداد ميكنيم دمش گذاشت روي كولش ورفت,اماما تا صبح حتي يك لحظه هم خوابمان نبرد بقيه بچه ها كه از حرم آمدندخيلي خوشحال شديم چون تعدادمان زياد شده بود

آن ميخواست از نبودن بچه ها سو استفاده كنه كشيك گذاشته بود ديده بود بچه بيشترشون رفتند فكركرده بود ميتوانه هرغلطي كه دلش خواست انجام بده

فرداي ان روز ما ميخواستيم برگرديم قبل از رفتن اين موضوع را به مسئولين انتقال داديم ولي ديدم از سوي خدمه هيچ واكنشي صورت نميگيره حتي تعجب هم نكردند به راحتي ميگفتند الان تابستان هست كسي مسئوليت نداره دوباره چند نفري ما جراي شب پيش را تعريف كرديم چنان نسبت به موضوع بي تفاوت بود كه انگار هر روز با اين موارد مواجه هستند  

بابچه ها تصميم گرفتيم كه وقتي برگشتيم حتما اين موضوع رادنبال ميكنيم ولي اصلا جاي براي پيگيري اين موضوع نبود,چيزي كه رنگ باخته است شرافت و حيثيت ما است,كه به راحتي به حراج گذاشته ميشود هيچ كس مسئو ليت حفظ ابروو حيثيت دانشجويان اين كشور را بر عهده نمگيره اسمش يك جامعه اسلامي است ,در خيابان براي اعمال قدرت به بهانه بدحجابي ما را زير فشار قرار ميدهند ولي جاي كه بايد عمل كنند كمترين واكنشي صورت نميگيره اين خاطره مربوط به به ده سال پيش ما است ممكنه درمقابل اتفاقي كه هرروز داره اتفاق ميافته خيلي كوچك به نظر برسه ولي اين اوج فاجعه است,وضعيت دانشگاههادر حال حاضربه مراتب بدتر و ناامني به خصوص براي دانشجويان دخترچندين برابر شده و هيچ كس هم نيست كه جوابگو باشه

اما وقتي اقدام دانشجويان زنجان را در مقابل تعرض معاون دانشگاه به يكي ازدانشجويان دختراديدم به غيرت دانشجويان زنجان افرين گفتم وانها را تحسين كردم. البته مابه طورمستمر داستان هتک حرمت رااز دانشگاههاي علامه، سهند تبريز و … ميشنويم داستانهاي زيادي وجودداره که از ترس بي آبرويي براي هميشه ناگفته مانده

اين بار، اما دانشجويان منفعل نبودند آنها شجاعانه و هوشمندانه، دست به افشاگري زدند و با اقدامي هوشيارانه و سريع (با حضور در دفتر معاون دانشجويي)، اثبات كردند که هيچ گونه ظلم و تعرضي را بي پاسخ نمي گذارند.

اين نوشته خاطره دوران دانشجويي آزاده .الف يكي از دوستان فرهنگيمون هست كه ازما خواست كه اين خاطره را دروبلاگ سخن مشترك1 درج كنيم

باتشكراز آزاده  

     

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 خرداد1387ساعت 17:16  توسط سخن مشترک  | 


  
پنجشنبه 30 خرداد1387

منصور اسالو به بهداری زندان اوین منتقل شد
منصور اسالو رئیس هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه که در تاریخ 6/3/1387 جهت جراحی چشم از زندان اوین به بیمارستان لبافی نژاد منتقل شده بود در تاریخ 28/3/1387 ساعت 15/14 دقیقه از بخش مراقبت های ویژه بیمارستان لبافی نژاد به بهداری زندان اوین منتقل شد .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 خرداد1387ساعت 17:15  توسط سخن مشترک  | 

نامه فدراسيون جهاني اتحاديه‌هاي معلمان و نگراني از وضعيت فرزاد کمانگر

وزارت دادگستري
آيت‌الله محمود هاشمي شاهرودي
جمهوري اسلامي ايران- تهران- ميدان پانزده خرداد
بروکسل، بيستم خرداد ماه 1387
مقام محترم،
بين‌الملل آموزش (ايي آي) نمايندگي 30 ميليون نفر از معلمان و فرهنگيان را برعهده دارد. 394 سازمان عضو ايي آي، در 171 کشور از مقطع  پيش دبستاني تا دانشگاه،  فعال هستند. ايي آي بعنوان بزرگترين فدراسيون جهاني اتحاديه هاي کارگري، همه معلمان و فرهنگيان را، فارغ از اينکه در کدام کشورهستند،  با هم متحد مي کند. ايي آي بعنوان يک حافظ منافع، برحقوق انساني و اتحاديه اي همه معلمان  در تمامي کشورها نظارت مي کند.
ايي آي عميقا نگران وضعيت آقاي فرزاد کمانگر معلمان ايراني است که در تاريخ 6 اسفند ماه 1386 توسط دادگاه انقلاب تهران به اتهام "بخطر انداختن امنيت ملي" به اعدام محکوم شده است. فرزاد کمانگر، معلم 32 ساله به مدت 12 سال بعنوان معلم در شهر کامياران کار کرده است. فرزاد عضو انجمن صنفي معلمان کردستان و مسئول روابط عمومي  اين اتحاديه معلمان بود تا قبل ازاينکه آن را غير قانوني اعلام کنند. فرزاد کمانگر همچنين يک فعال اجتماعي مدافع حقوق بشر، حقوق اقليتها و حقوق زن بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 خرداد1387ساعت 18:35  توسط سخن مشترک  | 

سه شنبه ۲۱م خرداد ۱۳۸۷

مشکلات معلمان برای پیشبرد کمپین اعتراض به حکم اعدام برای فرزاد کمانگر

اعضای کانون صنفی معلمان تهران در حمایت از فرزاد کمانگر، همکارشان در کامیاران، که فعالیتهای حقوق بشری نیز داشته است، و هم اکنون خطر اعدام تهدیدش می‌کند، کمپینی را برپا کرده‌اند. اما پیشبرد این کمپین برای آنان دشوار است. فشار و کمبود امکانات ارتباطی راه پیشبرد کمپین را می‌بندد. در این زمینه مصاحبه‌ای با رسول بوداغی، سخنگوی کانون صنفی معلمان تهران:

دویچه‌وله: آقای بوداغی، کانون صنفی معلمان مدتی‌است که کمپینی را در حمایت از آقای فرزاد کمانگر به راه انداخته است. آخرین اقدامات این کمپین چه بوده است؟

رسول بوداغی: آقای کمانگر معلمی است که در کردستان مشغول به خدمت بوده است. حالا طبق پرونده‌ای که آقای خلیل بهرامیان، که وکیل‌شان هستند ملاحظه کردند، می‌گویند که هیچ سندی دال بر اتهاماتی که به ایشان بسته شده است وجود ندارد، یعنی همه‌ی این اتهامات بدون مدرک است. الان هجده‌­ نوزده ماه است در زندان است، تا یک مدتی در خود سنندج زندان بوده، یک مدتی در زندانهای کرمانشاه بوده و یک مدتی در بند ۲۰۹ اوین بوده و الان هم که در زندان رجایی شهر است.همه‌ی تلاش ما این است که بتوانیم این حکم را لغو بکنیم. طبق گفته‌ی آقای بهرامیان ایشان هیچ خطایی انجام نداده است. یعنی عین گفته‌ی آقای بهرامیان عرض کردم و من خدمت‌تان می‌خوانم. می‌گویند که “هیچ گناهی یا هیچ خطایی از موکل من دال بر اقدام علیه امنیت ملی و چیزی که موید این اتهام باشد، در پرونده‌اش وجود ندارد.” یعنی در واقع بدون مدرک است، بدون مستندات است. دادگاه فقط به گفته‌های نیروهای امنیتی اکتفا کرده است. معلم‌های کشور هم می‌خواهند که این حکم واقعا لغو بشود، چون این حکم را به حق نمی‌دانند. یعنی قانونی نمی‌دانند. می‌خواهند این را لغوش کنند. ما بیانیه‌هایی صادر کردیم، گفت‌وگوهایی با آقای بهرامیان داشتیم و تلاش‌‌هایی کردیم که یک بیانیه‌ی سراسری به وسیله‌ی کانونهای صنفی معلمان سراسر کشور به حمایت از ایشان صادر بشود. حالا ببینیم تا چه حد به این کار موفق بشویم. با همکاران سراسر کشور رایزنی‌هایی کرده‌ایم. از شهرهای مختلف گفتند که حمایت می‌کنند برای لغو این حکم. الان هم ایشان در بند ۵ زندان رجایی شهر در شرایط خیلی سختی نگهداری می‌شوند. با توجه به تماسی که خود آقای خلیل بهرامیان با ایشان داشته می‌گوید، در جایی که بیماری مسری «HIV» آنجا شیوع پیدا کرده است. آقای بهرامیان نگران مبتلا شدن آقای کمانگر به بیماری ایدز است.

دویچه‌وله: همانطور که اشاره کردید، چند سازمان معلمان در ایران وجود دارد. پس شما ازشان خواسته‌اید که همکاری کنند در این کمپین و اینطور که شما می‌گویید جوابشان مثبت بوده، یعنی پای اطلاعیه‌ی شما را امضا کرده‌اند؟

رسول بوداغی: این منوط است به این که ما دورهم جمع بشویم و راجع به این موضوع بحث و گفت‌وگو کنیم. یعنی مستنداتی که به ما داده شده دال بر بیگناهی آقای فرزاد کمانگر را، ما باید به این کانونها ارائه بدهیم، آنها را متقاعد کنیم و بگوییم که ایشان واقعا بیگناه است، بعد منجر به صدور بیانیه‌ی‌فراخوانی بشود. در سراسر کشور، ۴۰ تشکل موجود است. اگر اجازه بدهند که ما دورهم جمع بشویم، بعدش می‌توانیم این بیانیه را صادر کنیم. حالا خود کانون صنفی معلمان تهران یک بیانیه‌ای را صادر کرده و خواهان لغو این حکم شده‌اند. اما برای این که بتوانیم دیگر کانونها را متقاعد کنیم، باید دورهم جمع بشویم و در اینباره بحث و گفت‌وگو کنیم.

دویچه‌وله: آیا شما از امکانهای مدرن جمع‌شدن استفاده نمی‌کنید، مثلا پالتاک؟

رسول بوداغی: ببینید، معلم‌ها بسیار محروم‌تر هستند از این که شما می‌فرمایید. معلم‌های ایران حتی از داشتن کامپیوتر هم محروم هستند. یعنی نمی‌توانند، قدرت خرید کامپیوتر را هم ندارند. معلم‌هایی که به روز نباشند، معلم‌هایی که کامل نباشند، نمی‌توانند دانش‌آموز را به کمال برسانند. ما حرفمان این است که باید معلم‌ها از لحاظ معیشتی تامین بشوند. زندگی‌شان بالای خط فقر باشد و این را دولتمردان ما نمی‌پذیرند و کمک‌هایی که از طرف سازمانهای بین‌المللی برای به روز کردن دانش معلمان هم شده، اینها به ما تحویل ندادند. یعنی ما را در محرومیت کامل قرار داده‌اند. بزرگترین مشکلات این است که درمحرومیت هستیم و به علوم روز مجهز نیستیم. معلم ده سال پیش، بیست سال پیش یک سمتی را گرفته است، الان هم به هیچ چیز دسترسی ندارد.

دویچه‌وله: چرا بیش از همه کانون صنفی معلمان است که از آقای فرزاد کمانگر الان دارد فعالانه حمایت می‌کند؟ سازمانهای معلمان دیگر کجا هستند؟

رسول بوداغی: خب سازمانهای معلمان کم هستند. ما در شهرستانها فقط همین کانونهای صنفی معلمان را داریم. حالا بعضی‌هایش به نام انجمن صنفی معلمان است، بعضی‌هایش هم به نام کانون صنفی فرهنگیان است. اما ما یک شورای هماهنگی سراسری کشور داریم که از چهل‌تشکل تشکیل شده است، از چهل NGO تشکیل شده که اینها هر شش‌ماه یکبار باید کنارهم جمع بشوند که منجر به صدور بیانیه و بررسی اوضاع و تحلیل مشترک معلمان می‌شود، که اینها اجازه نمی‌دهند که ما دورهم جمع بشویم آنجوری که می‌خواهیم.

دویچه‌وله: آخر بجز کانون صنفی معلمان یک سازمان…

رسول بوداغی: سازمان معلمان ایران هستند، اما اینها فعالیت‌شان سیاسی است. یعنی آن مجوزشان مجوز سیاسی است. اینها هنوز هیچ بیانیه‌ای صادر نکرده‌اند، این سازمان معلمان. باید با خودشان در این باره صحبت کنید. من نمی‌توانم از طرف آنها پاسخی بدهم.

دویچه‌وله: بله، متوجه‌ام. آقای بوداغی بازتاب این موضوع و حرکت شما در رسانه‌ها به چه صورت بوده در خود ایران؟

رسول بوداغی: در ایران یک وضعیت بسیار سختی هست. یعنی ما از تلویزیون که نمی‌توانیم چیزی بگوییم. در رادیوها هم همچنین. در روزنامه‌ها را هم به روی‌مان بسته‌اند، اجازه نمی‌دهند ما در روزنامه‌ها هیچ بیانیه‌ای یا هیچ صحبتی راجع به این مسایل داشته باشیم. فقط می‌ماند وبلاگ و سایت. ببینید مشکلات معلمان بیش از اینهاست و با یک مصاحبه دو مصاحبه نمی‌شود پی برد و برای شنونده روشن کرد. ما حتا پول دادیم از جیب خود معلم‌ها سایت اجاره کردیم. گفتیم که با پسوند «دات. آی. آر» داخل ایران باشد که اینها با فشاری که به این دی نت وارد می‌کنند (به بنگاهی که به ما خدمات داده است دی نت می‌گویند) پانل ما را بسته‌اند، یعنی پول دیگر در واقع ما رفته است. یعنی وقتی که پانل ما را بستند، فقط تنها رسانه‌ی ما این وبلاگهاست و ایمیل است، که وبلاگهای ما را هم فیلتر می‌کنند. خب دیگر شما حسابش را بکنید که ما چه جوری دورهم جمع بشویم، چه جوری بیانیه صادر کنیم؟ چهل‌تا تشکل از چهل‌تا شهر ایران می‌آید، باید دو سه روز بنشینند و این موضوع را تجزیه تحلیل کنند. خوابگاه می‌خواهند، غذا می‌خواهند، پوشاک می‌خواهند و اجازه نمی‌دهند که… ببینید مشکلات ما زیاد است. حتا عده‌ای از معلم‌ها رفته بودند تفریح تو یک پارک که چیتگر تهران است. اینها آنجا نشسته بودند دورهم، ریخته بودند سرشان گفته بودند شما یکساعت دیگر بیشتر نباید اینجا… معلم اینجا نباید جمع بشود، نباید برود. همان مدرسه‌ای که خود بنده آنجا تدریس می‌کردم. همکارهای من رفته بودند تفریح، اجازه نداده بودند ده نفرشان آنجا جمع بشوند. گفته بودند الان شما یک تجمع راه می‌اندازید. به این شکل است وضعیت ما، تا برسد به این که در روزنامه‌ها چیزی بخواهیم بنویسیم.

دویچه‌وله: چندی پیش خبری منتشر شده بود که گروهی از معلمان که در اطلاعیه‌ای از آقای فرزاد کمانگر حمایت کرده بودند هم مورد تهدید قرار گرفتند. شما هم این را مشاهده کردید؟

رسول بوداغی: فعلا که یکی از آن صادرکنندگان آن بیانیه، یکی از اعضای کانون صنفی معلمان ایران خود من بودم که در نوشتن و در پیشنهاد تهیه‌ی آن دست داشتم. نه، فعلا کسی ما را تهدید نکرده است. هیچ خبری به ما داده نشده. نه، این را من به نوبه‌ی خودم تکذیب می‌کنم. نه.

دویچه‌وله: مشاهداتتان چه می‌گوید؟ آیا این اقدام دولت تاثیری از درون بر حرکات اعتراضی معلمان بخاطر وضعیت حقوقی‌شان داشته است؟

رسول بوداغی: من فکر می‌کنم، مسئولین ما، در بین معلم‌ها و در بین مردم نیستند. یعنی آنها برج عاج‌نشین هستند، ما کوخ‌نشین هستیم. هرچه هم صدا می‌زنیم، این آقایان نمی‌شنوند. یعنی ما چندسال پیش خواهان برکناری آقایی که وزیر بود شدیم. خواهان برکناری آقای فرشیدی شدیم. فریاد هم زدیم که ایشان لیاقت وزارت را ندارد. ما را گرفتند دستگیر کردند، گفتند چرا شما گفتید که فرشیدی… شش ماه گذشت، خودشان هم به این حرف رسیدند که ایشان لیاقت این پست را ندارد. این آقایان انگار اصلا صدای ما را نمی‌شنوند. گوششان به حرف ما، به فریاد ما، به خواسته‌ی ما بدهکار نیست. معلمی آن قرب و حرمت و عزت معلم را ندارد. بعنوان یک عمله‌ای که می‌رود فقط سر کلاس دانش‌آموز را ساکت می‌کند، با این نگاه ما را می‌بینند. نه بعنوان یک معلمی که فردای جامعه، خوشبختی و بدبختی جامعه به دست معلم است. با این دید به ما نگاه نمی‌کنند، بعنوان مبصر کلاس به ما نگاه می‌کنند. همین. می‌خواهند دانش‌آموز را ساکت کنیم. حالا درس بخواند یا نخواند، می‌گویند به شما ربطی ندارد.

دویچه‌وله: این دستگیری و حکمی که برای آقای فرزاد کمانگر صادر شده، چه احساسی را در بین معلم‌ها به وجود آورده، تاثیری گذاشته است؟

رسول بوداغی: در میان معلم‌ها بسیار مشکل است نظرسنجی کنید. آن امکانی که ما بدانیم اکثریت آن جامعه‌ی فرهنگی نظرشان چه هست، این امکان برای ما خیلی کم است. اما تا می‌گویی و به یک معلم برخورد می‌کنی و می‌گویی که این مسئله پیش آمده، بلافاصله این ذهنیت برایشان پیش می‌آید که این صددرصد سیاسی است. یعنی این آقا هیچ جرمی را انجام نداده است. معلم‌ها باید بیشتر روشن بشوند. یعنی در این خصوص، درباره‌ی همین مسئله‌ی فرزاد کمانگر الان خود من هم خبر نداشتم. ده تا اتهام به ایشان زدند و ما هم نمی‌دانستیم واقعا درست می‌گویند یا نمی‌گویند. پس از آن که با آقای بهرامیان وکیلشان صحبت کردیم، روشن شده که هیچ گناهی را ایشان انجام ندادند و هیچ مستندی نیست. خب بالاخره این که گفته‌ی آقای خلیل بهرامیان را که همه به او اعتماد دارند بعنوان یک وکیل باید گسترش بدهیم در بین معلم‌ها. یعنی بگوییم که ایشان وکیلش بوده، نظرش این است و پرونده را دیده است. همه‌ی معلم‌ها که به پرونده آقای کمانگر دسترسی ندارند، از آقای خلیل بهرامیان که وکیل‌شان هست می‌شنوند. خب این را ما باید الان گسترش بدهیم به همه. این امکان را به ما نمی‌دهند که بیانیه را توزیع کنیم. بلافاصله دستگیر می‌کنند یا سایت ما را فیلتر می‌کنند. نمی‌گذارند معلم‌ها این خبر را از زبان آقای بهرامیان بشنوند. این مهم است.مشکل ما این خبررسانی است. مشکل ما این خبررسانی است که اجازه نمی‌دهند معلم‌ها را درباره‌ی مسئله‌ی خاصی آگاه کنیم. اگر آگاه بشوند درباره‌ی این، حرف آقای بهرامیان را به اینها بگوییم به عنوان یک انسان منصف که وکیل است، همه‌ی معلم‌ها بدون شک می‌پذیرند که ایشان گناهی ندارد. اما آنهایی که در جریان این خبر هستند، بله! معلم‌های کردستان بدون شک می‌دانند که ایشان هیچ گناه دیگری انجام نداده است.

رادیو دویچه وله

+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 خرداد1387ساعت 18:49  توسط سخن مشترک  | 

ضرب و شتم کارگران نیشکر هفت تپه و شروع مجدد اعتصاب کارگران لاستیک البرز
یورش نیروی انتظامی به کارگران گرسنه هفت تپه

 
صبح امروز سه شنبه ۲۱ خرداد ماه ۸۷ کارگران شرکت کشت و نیشکر هفت تپه در ادامه ی اعتراضات و اعتصابات این دور خود بار دیگر به خیابان های شوش آمده و نسبت به عدم توجه مسولین در خصوص پرداخت مطالباتشان اعتراض کردند که با یورش مامورین نیروی انتظامی خیابانهای شهرستان شوش به درگیری کشیده شد و مامورین با باتون و ابزار امنیتی شدیدا با کارگرانی که در حال راهپیمایی در خیابانها بودند برخورد کرد.تعداد زیادی از کارگران مجروح و بسیاری دیگر نیز بازداشت شدند. هنوز از تعداد مجروحین و یا بازداشت شده ها آماری در دست نیست.
 
کارگران شرکت نیشکر هفت تپه از تاریخ ۱۶ اردیبهشت ۸۷ در اعتراض به عدم تحقق خواسته های خود دست از کار کشیدند و روبروی دفتر مدیر عامل تجمع کردند که به دلیل عدم پاسخگویی برای رساندن پیام خویش به درون شهرستان شوش رفتند که به دلیل برخورد نیروی های انتظامی با کارگران و اعلام شرایط ویژه در تاریخ ۲خردادبار دیگر برای جلوگیری از اتفاقات احتمالی به داخل شرکت برگشتند و اعتراضات خود را در آنجا پیگیری کردند.
 
پس از گزاراندن ۲۰ روز از این دور اعتصابات در محیط داخلی شرکت ساعت هشت صبح امروز کارگران با در دست داشتن پلاکاردهایی که بر روی آنها نوشته شده بود گرسنه ایم گرسنه و سر دادن شعارهای (( ما کارگر هفت تپه ایم گرسنه ایم گرسنه )) و ((معیشت زندگی حق مسلم ماست )) وارد شهر شوش شدند و ار روبروی تربیت بدنی و بیمارستان نظام مافی شروع به راهپیمایی کردند که پس از گذشت حدود یک ساعت نیروهای انتظامی و یگان ویژه با باتون و اسپری های مخصوص ضد شورش کارگران را در خیابان و میدان چهار دستگاه مورد ضرب و شتم قرار دادند.
 
ابوالفضل عابدینی
فعالان حقوق بشر در ایران
 
شروع مجدد اعتصاب در لاستیک البرز
 
کارگران لاستیک البرز بار دیگر در اعتراض به پرداخت نشدن مطالبات معوقه خود دست به اعتصاب زدند.
 
به گزارش دسترنج، در تازه ترین اعتصاب کارگران کارخانه لاستیک البرز که از روز گذشته شروع و تا به امروز نیز ادامه دارد، کارگران در محل کار حضور دارند اما از کارکردن خودداری می کنند.
 
یکی از کارگران کارخانه لاستیک البرز در خصوص علت این اعتصاب آرام خود و همکارانش گفت: با وجود از سرگفته شدن تولید، برخلاف وعده های داده شده هنوز ۴ ماه حقوق و مزایای معوقه طلبکار هستیم.
 
به گفته این کارگر آخرین پرداختی کارگران به پرداخت دستمزد اسفندماه  در ۴۰ روز پیش مربوط می شود و از آن زمان تاکنون هنوز هیچ اقدامی در خصوص پرداخت عیدی سال ۸۶ و دستمرد ماه های فروردین و اردیبشت صورت نگرفته است.
 
کارگران کارخانه لاستیک البرز که بیش از هزار نفر هستند، از زمستان سال گذسته تاکنون در اعتراض به پرداخت نشدن مطالبات خود با تجمع در کارخانه و  روشن کردن آتش دست اعتصاب زده اند.
 
این اعتصاب ها که برای مدتی بصورت شبانه روزی نیز ادامه یافت، چند بار با پادر میانی مسوولان اداری اسلامشهر پایان یافت اما پس از مدتی به دلیل بر آورده نشدن خواسته های و به تعویق افتادن پرداخت مطالبات معوقه دوباره از سر گرفته شد.
 
این کارگران که علاوه بر پرداخت مطالبات معوقه خود خواهان متعهد شدن کارفرمای خصوصی کارخانه به تهیه مواد خام برای استمرار و توسعه تولید بودند در آخرین روزهای فروردین ماه سال جاری از سوی عوامل انتظامی مورد برخورد قرار گرفتند.
 
اعتصاب کنندگان با اشاره به بحرانی شدن وضعیت کارخانه لاستیک البرز بر این باور بوده و هستند که اگر مدیران کارخانه به فکر تامین مواد خام برای تولید باشند دیگر هیچ اعتراضی وجود نخواهد داشت.
 
 
تجمع کارگران کارخانه ریسندگی خاور رشت
 
با تاخیر ۱۲ تا ۱۷ ماهه در پرداخت حقوق ومزایای معوقه, این کارگران از دو روز پیش دست به تحصن زده و جاده فومن-رشت را مسدود و اقدام به آتش زدن لاستیک نمودند.
 
اعتراض صنفی کارگران شرکت ریسندگی خاور رشت به بستن جاده کشید. به گزارش البرز در پی عدم دریافت حقوق یکساله کارگران این کارخانه, تعدادی از این کارگران از ۲ روز پیش دست به تحصن و حرکات اعتراض آمیز زده اند.
 
این گزارش حاکیست در پی این اعتراض برخی از تجمع کنندگان با بستن جاده فومن به رشت اقدام به آتش زدن لاستیک در این مسیر نمودند. آنها می گویند: بارها به مسوولین استان در خصوص پیگیری مشکلاتشان مراجعه کرده اند ولی هربار با وعده ای از سوی ایشان موضوع ادامه پیدا کرده است.
 
آنان می گویند: یکسال است از هرگونه حقوق, مزایا وامکانات کاری خود محروم مانده ایم و تاکنون هیچ اقدام مثبتی درجهت رفع مشکل شاهد نبودیم.
کارگران این شرکت درحالی این سخنان را می گویند که برخی دیگر از کارگران کارخانه که خود را کارگران قراردادی شرکت مذکور معرفی می کنند از تعویق افتادن حقوق ۱۷ماهه خود خبر می دهند.
 
دسترنج

+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 خرداد1387ساعت 11:25  توسط سخن مشترک  | 

پاي صحبت يكي از همكاران خوبمان در كانون صنفي معلمان نشستيم و از زبان ايشان مشكلات راجويا شديم

همكار محترم چرا فرهنگيان ارديبهشت امسال ضعيفتر از سال گذشته در تهران عمل كردند؟

معلمان تهران با مشكلاتي مواجه هستندكه خيلي مانع عمل ميكند,البته اين طبيعي نيست كه منفعل شوند.
عده اي از مابه انتظار طرح هماهنگ نشستيم,مارا عادت به انتظار دادند به خاطر اينكه ما حرفي نزنيم ميگويند.تافلان تاريخ اين طرح به اجرا در ميايد,اما شيوه و شگرد جديد كه براي منفعل كردن ما به كار ميبرند دادن وعده و عيد توخالي است كه مثلاتا فلان تاريخ اين طرح انجام ميشود مثال خيلي بارز آن نظام هماهنگ پرداخت هست كه الان حدود دوسال هست كه قراره اجرا شودولي هنوز به اجرا در نيامده و به بدين ترتيب تلاش ميكنند كه ما خواسته هاي خودرا مطرح نكنيم و مارا از صحنه بيرون كنند
يكي ازعوامل براي عملكرد ضعيف مابه خاطر هزينه هاي بود كه درطي يك سال گذشته ما پرداخت كرديم
دوسال پيش جلوي مجلس چقدر نيرو بود اين طور نيست كه اگر  فشار زياد باشه آنها تجديد نظر ميكننداين آقايان كار خودشان را انجام ميدهند معلمان ميرونديك فشاري مياورند و مسائل براي يك تعداد خاص ايجاد ميگردد.ازطرف ديگر
ما در تهران با مشكلات عديده اي روبرو هستيم,از يك طرف بايد به خانواده پاسخگو باشيم,تعداد زيادي از ما مستاجر هستيم مشكلات معيشتي بسيار داريم واز طرف ديگر فشارهاي كه مشخصاروي ما ميآورندبا عث ميشود,خانواده ما تحت فشار مضاعف باشدحتي من اگرفرض مثال من كارتون خواب باشم زياد ايراد نميگيرم ولي باخانواده كه نميشه اين طوري رفتار كرد!هيچ منابع بودجه اي وجود ندارد كه اگرمشكلي براي ما پيش بياد خانواده هاي ما از آنجا تغذيه شوند.
اما علت ديگه به خاطر چند دسته گي ما است عده اي اين مشكلات را ميبينندولي خودشان را به ان راه ميزنند يك تعداد هم اصلاجسارت ندارند.شما الان كانون صنفي -تجاري را ببينيد بعضي ها رفتندو دارند بساز و بفروش ميكنند بعضي هامدرسه غيرانتفاعي زدندو به دنبال منافع شخصي خودشان هستند.
آنجا كه نياز دارند راي ما معلمان را بگيرندميآيندو تلاش ميكنند با تطميع كارشون را پيش ببرندولي بعد از اينكه به اهدافشان رسيدنداين آقايان ميروند دنبال منافع شخصي شان البته اين براي ما مشخص است اين امكانات براي آنها از كجا و چگونه فراهم ميشوداين امكانات همان اموال ما فرهنگيان هست به جاي اينكه گوشه اي از مشكلات مامعلمان را حل كند.
در حال حاضر نمك برزخم ماشده و همين عمل آنها با عث شد كه اعتماد و دلسردي و ياس را براي فرهنگيان به ارمغان بياورد


به نظر شما را ه حل برون رفت از مشكلاتي كه درحال حاضر وجود داره چيست؟
ببيند من سعي ميكنم شفاف صحبت كنم ما ميخواهيم اين اتحادوانسجام بين ما فرهنگيان روز به روز بالاتر بره وقدمي برداريم براي رسيدن به وضعيت بهتر ,هرقدمي كه برداريم روبه جلو است,فقط خودمان نبايد دست روي دست بگذاريم ما بايد با آگاهي به شيوه ها و شگردهاي كه براي منفعل كردن ما استفاده ميكنند,دست پيش بگيريم و قبل از هرچيز هوشيار باشيم و درست عمل كنيم و خودمان از معلمان شرافتمندي كه دراين مرحله هزينه هاي پرداخت كردند و همينطور خيلي ازمعلمان شرافتمندي كه خواستار حقوق ازدست رفته خود هستند حمايت كنيم وپشتيبان قوي براي هم باشيم. و خودمان را باورداشته باشيم

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 خرداد1387ساعت 23:20  توسط سخن مشترک  | 


صوفي شهر بين لقمه به شبه ميخورد
پار دمش دراز باد آن حيوان خوش علف

شركت در خريدو فروش سهام از جيب چه كساني و با كدام اعتبارو پشتوانه اي صورت ميگيرد؟؟

وقتي فرهنگيان از ابتدايي ترين حقوق خويش محرومند,وقتي معيشت و منزلت را حق مسلم خويش ميدادند,اما به خواسته هاي آنان كمترين وقعي گذاشته نميشود, وبه دليل سياست ها و برنامه ريزيهاي غلط  كمترين توجهي به نيازهاي اين قشر فهميم,صبور و اگاه نميكنند, وفتي با وعده هاي بي اساس سعي ميكنند كه فرهنگيان را بفريبند تا به اهداف خويش دست پيدا كنند
در چنين جامعه اي صدالبته چنين انتظاري ميرود كه عده اي نان به نرخ روز و منفعت طلب دست به فروش سهام و اموال فرهنگيان بزنند (اين همان سهامي است كه قرار بودمرهمي برزخم فرهنگيان باشدومحصول رنج و تلاش فرهنگيان و خون جگر خوردن آنان درطي ساليان تدريس بوده است )
 آن را مايه كسب وتجارت خويش ساخته اند,و با اين ادعا كه نمايندگان واقعي فرهنگيان هستند امكان منفعت طلبي وزياده خواهي هر چه بيشتر را براي خويش فراهم ميسازند.
اما سوال اين جا است؟ با كدام اعتبار و پشتوانه اي اين فرصت طلبيها و نان به نرخ روز خوردن صورت ميگيرد؟
چگونه است مدتها اين فرهنگيان از حقوق حقه خويش بي بهره اند ولي ماشاهد آنيم كه منفعت طلبان چوب حراج بر اموال فرهنگيان زده اند ؟و با دادن رشوه هاي كلان سعي در جلب حمايت و كسب آرا بيشتربراي خود ميكنند و در اين كار  اهتمام بسيارميورزند؟ا
روي سخنم با همان ها است
شما كه تجارت اموال فرهنگيان را پيشه خود ساخته ايد و اسم نماينده معلمان را باخوديدك ميكشيد به خود آييد,زيرا اعتماد را از فرهنگيان روبوديد و با اين عملتان محتسب را از عمل خويش خرسند سا خته ايد همگام و همرا ه با او و دست در دست او تيشه بر ريشه فرهنگيان ميزنيد.
به قول شاعر معروف حافظ شيرازی كه ميگوييد:

بيخبرند زاهدان نقش بخوان ولاتقل
هست ريا محتسب باده بده و لاتخف
صوفي شهر بين  لقمه به شبه ميخورد
پار دمش دراز باد آن حيوان خوش علف

+ نوشته شده در  دوشنبه 20 خرداد1387ساعت 18:13  توسط سخن مشترک  | 

تحصن و اعتراض ادامه دارد؛ گزارش روز پنجم و ششم تحصن دانشجویان تربیت معلم


تحصن و اعتراضات دانشجویان دانشگاه تربیت معلم تهران همچنان ادامه دارد. اعتراضات دانشجویان از پنج شنبه گذشته و به دلیل کیفیت نامناسب غذا، مشکلات آموزشی و صنفی و فشارهای وارده از طرف حراست دانشگاه، آغاز شد ولی به دلیل بی توجهی مسئولین، دانشجویان از روز شنبه در پردیس کرج متحصن شدند. تحصن دانشجویان طی روزهای گذشته علیرغم تعطیلات رسمی در کشور ادامه پیدا کرد و مسئولین دانشگاه نیز با استفاده از این تعطیلات فشار را بر دانشجویان بیشتر کرده و با اقداماتی نظیر ایجاد اختلال در سیستم های موبایل و اینترنت در دانشگاه، قطع آب آشامیدنی، تماس با خانواده های دانشجویان و تهدید آنان، سعی داشتند تحصن دانشجویان هر چه سریعتر پایان یابد. به گزارش خبرنامه امیرکبیر، روز گذشته فرماندار کرج همراه با حبیبی از مسئولین معاونت دانشجویی دانشگاه برای مذاکره با دانشجویان وارد دانشگاه تربیت معلم شدند که حضور فرماندار کرج باعث اعتراض دانشجویان شد. دانشجویان با "هو" کردن و اعتراض به فرماندار، خواستار خروج وی از دانشگاه شده و اعلام داشتند اعتراضات دانشجویان ارتباطی با فرمانداری نداشته و دانشجویان فقط با مسئولین دانشگاه مذاکره می کنند. همچنین روز گذشته افتخاری از مسئولین حراست دانشگاه صدور احکام انضباطی برای 8 نفر از دانشجویان را اعلام کرد و قصد داشت این احکام را در تحصن دانشجویان قرائت کند که دانشجویان مانع این کار وی شدند. دانشجویان در اعتراض به وی شعارهایی نظیر "مسئولین بی کفایت ، استعفا استعفا" ، "حراست برو گمشو" و "با احضار وبا تهدید ساکت نمی نشینیم" سر دادند.

امیركبير

+ نوشته شده در  پنجشنبه 16 خرداد1387ساعت 18:52  توسط سخن مشترک  | 

کانون صنفي معلمان ايران

هنوز اندرخم يك كوچه ايم

نگاهی گذرا به تاریخ جنبش معلمان ایران                نوشته ی محمود دهقان آزاد

 

 تاریخ مبارزات معلمان این سرزمین به سال 1275شمسی همزمان باتاسیس اولین دبستان به نام رشدیه توسط میرزاحسن رشدیه برمیگردد.از همان آغاز تاسیس این دبستان بود که مدرسه اصولا به جایی تبدیل شد،که عده ای ازآگاه ترین وشریف ترین افراد میهن دوست این سرزمین را درخودجای داد.وپدران ومادران در بیش از یکصد سال پیش فرزندا ن خود را به امید جبران ویرانی هاوعقب ماندگی های ایران در دوره ی قاجاریه و ازراه تحصیل علوم و دانش های زمانه وفراگیری فنون و مهارتهای لازم به این دبستان و بعدها به سایر مدارس مشابه می فرستادند.واز همین روی بی گمان تاسیس مدارس درآن دوره را باید در کنار سایر عوامل جنبش بیداری ایرانیان از جمله  عوامل بسیارمهم درپیروزی جنبش ضد استبدادی مردم ایران یعنی جنبش مشروطیت به شمار آورد،و البته بعدها و تابه امروز نیز نهاد مقدس مدرسه به وظیفه ی بنیادین خود که همانا ساختن ایرانی آباد،آزادوپیشرفته است به تربیت دانش آموزانی آگاه وآزاد منش آزادیخواه و میهن دوست عمل کرده و خواهد کرد.

 

 

     


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 14 خرداد1387ساعت 23:55  توسط سخن مشترک  | 

دوشنبه 13 خرداد1387

تجمع بازنشستگان كرمانشاه در 13 خرداد

فرهنگیان بازنشسته کرمانشاهی حماسه آفریدند .
امروز دوشنبه 87/3/13 فرهنگیان بازنشسته کرمانشاهی برای چندمین بار در مقابل سازمان آموزش و پرورش کرمانشاه دست به تجمع و اعتراض زدند . در این تجمع که با شعارهایی مانند :
منادی عدالت ، کجا رفته عدالت
سکوت در برابر حق کشی مسلم = پایمال کردن خون شهیدان است .
وعده های دروغین ، دیگر اثر ندارد
وزیر بی کفایت ، اخراج باید گردد
وزیر بی لیاقت ، از ما خبر ندارد
پاداش 30 ساله ، حق مسلم ماست.

و این هم ستمی دیگر ، امیدوارم که این آخرین ستم به جامعه فرهنگی باشد .
و ... خواهان پرداخت پایان خدمت بازنشستگان شدند .
این تجمع تا ساعت 12 ظهر ادامه داشت و تجمع بعدی دوشنبه آینده 87/3/20 خواهد بود

بر گرفته از كانون صنفي معلمان ايران ـ تهران

+ نوشته شده در  دوشنبه 13 خرداد1387ساعت 23:37  توسط سخن مشترک  | 

استخدام حدود ‌6هزارحق‌التدريسي و آزاد در آموزش و پرورش

 

 

ساعات به کار گیری نیروی حق التدریس از ۷۰۰۰ ساعت به ۲۰۰۰ ساعت کاهش یافته است

 نامه معلمان حق التدريس (4 سال به بالا) به نمايندگان مجلس

استخدام 22هزارو 500 نفر امسال در آموزش و پرورش

حكايت‌ تكراري‌ اين‌ ديار؛معلمان‌ حق‌ التدريسي‌ همچنان‌ در آرزوي‌ رسمي‌ شدن‌

‌برنامه‌اي براي حذف معلمان حق‌التدريس وجود ندارد بازار کار 

وزير آموزش و پرورش در گفت‌وگو با فارس:
استخدام در آموزش و پرورش مستلزم داشتن مدرك كارشناسي است
 
استخدام ده هزار نفر در وزارت آموزش و پرورش تاریخ اطلاعیه  
تجمع معلمان حق التدریساستانهای تهران و شیراز و اصفهان
دیشب در اخبار کانال ۱ ساعت ۹ خبری پخش شد

که امتحان از حق التدریسان بالای ۵ سال غیر قانونی است.

و اینکه در پی استخدام حق التدریسان بالای ۴ سال بدون آزمون هستند .

این خبر در اخبار ساعت ۱۰:۵ کانال ۲ نیز پخش شد.

منبع  این خبر سازمان مدیریت و برنامه ریزی بوده.

خیلی متاسفم که باید بگم که وزارت خانه این خبر نقض کرده . 

مجلس با استفاده از معلمان حق التدریسی به جای معلمان دوره دیده دانشگاهی مخالفت است

 22000 ردیف استخدمی متعلق به حق التدریسان بوده

دیدار معلما ن حق التدریس در کل کشور با نمایندگان  خود

 

جهت درد ودل درارتباط با مسائل استخدام و مشکلاتشان

 

برگزاري آزمون در 27 مهر و اعتراض معلمان حق‌التدريسي

 

معلمان حق التدریس ۴ ساله و ۵ساله ما امسال ساعت ندارند

 

تذکرات مکتوب نمایندگان: بلاتکلیفی معلمان حق‌التدریسی باید حل شود

 

اولويت استخدام در آموزش و پرورش با معلمان حق‌التدريس

 

وزیر آموزش و پرورش با اشاره به برگزاری آزمون استخدامی برای معلمان حق التدریس در مهر امسال گفت: امسال 5 هزار معلم حق التدریس استخدام می شوند.

واحد مرکزی خبر: محمود فرشیدی افزود: چنانچه معلمان حق التدریسی در این آزمون قبول نشوند می توانند به تدریس ادامه دهند و در آزمون بعدی شرکت کنند.

 

ارائه طرح يك فوريتي "تعيين تكليف معلمان حق‌التدريسي" تا آخر آبان‌ماه

هيچ معلم‌حق‌التدريس جديدي نبايد وارد آموزش و پرورش شود‌

طرح تعيين تكليف استخدامي معلمان حق‌التدريسي وآموزشياران نهضت سوادآموزي نهايي شد

نمايندگان مجلس شوراي اسلامي به يک فوريت طرحي راي مثبت دادند

مجلس به تغییر دستور طرح تعیین تکلیف استخدامی معلمان رای نداد

پيشنهاد آموزش و پرورش به مجلس براي تغيير قرارداد حق‌التدريس‌ها

تصويب كليات طرح استخدام 100 هزار معلم حق‌التدريس و آموزشيار نهضت سوادآموزي

بیچاره معلمان حقالتدریس (تغيير وضعيت معلمان حق التدريس به قرارداد كار معين ممنوع شد)

كاهش سقف ريالي حق‌التدريس معلمان تهران تا 45 درصد

نمایندگان مردم چه پاسخی برای 50هزار معلم دارند؟

بلاتکليفي 53 هزار معلم در آموزش و پرورش

بر گرفته از معلمان حق التدريس 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 12 خرداد1387ساعت 23:52  توسط سخن مشترک  | 

بيانيه ي كانون صنفي معلمان ايران ، تهران در حمايت از بازنشستگان


ملت شريف ومعلمان آزاده
برکسي پوشيده نيست،که قشرعظيم و ارجمندبازنشستگان اين مرزوبوم ، انسانهاي فرهيخته و آگاهي هستند که گذشت زمان ،بر پيشاني آنان چين انداخته،و پختگي وکمال را به آنان هديه کرده است. بازنشستگان ،همان انسانهايي که با طمانينه خاطر و آرامشي که حاصل ايمان به خدا وعشق به اين سرزمين است،مراتب امانت داري و خدمتگذاري خودرا به همگان ثابت کرده اند.
اکنون هنگام آن است،که اين ذخيره هاي معنوي،علمي و فرهنگي براستي قدر بينند وبرصدر نشينند، عزيزاني که زندگي باعزت،حق مسلم آنهابوده،ودفاع ازحقشان بر دوش همگان است.
بي گمان ،ناعدالتي گسترده ي اداري ،تبعيض وتفاوتهاي ناروا ونظام ناهماهنگ پرداخت حقوق کارکنان، توزيع نابرابر درآمدهاي ملي،عرصه زندگي را بر اين قشر عظيم تنگ تر کرده ،مشکلات ريز و درشت دامنشان را گرفته،و امانشان را بريده است.
کانون صنفي معلمان تهران ضمن ابراز همدردي و همراهي با همه ي بازنشستگان شريف در سراسر کشور،بويژه بازنشستگان کرمانشاه، اردبيل، يزد،مشهد،کردستان وساير نقاط اين کشور، دولت محترم را موظف مي داند، طبق اصل121قانون اساسي براي عمل به سوگندي که دربرابرملت ياد کرده است، براي گسترش عدالت و حرمت به آزادي ملت ،همه ي تلاش خود را به کار گيرد.و در اسرع وقت به خواسته هاي بازنشستگان عزيز ايران زمين تن داده و پاداش پايان خدمت آنان را بيدرنگ بطور نقدي پرداخت نموده و افزايش حقوق آنان را برابر با نرخ تورم افزايش دهد.
زيرا همچنانکه برهمگان روشن است،اين قشر در اين مرحله از زندگي به حمايت بيشترنياز داشته و انتظار فرزندان و فرزند زادگان از آنان بيشتر شده،وهزينه هاي سرسام آور بهداشت و درمان نيزمشکلات آنان را دوچندان نموده است.
همچنين کانون صنفي معلمان تهران نيروهاي امنيتي،نظامي،انتظامي و.... را از هرگونه برخورد خشونت آميز با اين سپيد مويان فرزانه برحذر داشته ، وخواهشمند است احترام اين عزيزان رابه حرمت مادران وپدران خود نگهدارند.
باشد که خداوند همه ي ما را از مهرباني  و بخشش خود بهره مند سازد.

کانون صنفي معلمان ايران،تهران
هشتم خرداد 1387

+ نوشته شده در  شنبه 11 خرداد1387ساعت 10:13  توسط سخن مشترک  | 

 پنجشنبه 9 خرداد1387
كردستان در تب و تاب احضار: بهاالدين ملكي،رامين زندنيا،حيدر زمان ، جمال خوال
 امروز چهارشنبه 8خرداد 1387 آقاي بهاءالدين ملكي درپي احضاريه اي كه پيش تر به وي تحويل داده شده بود،ساعت 8:30 به شعبه ي 4 دادسراي انقلاب سنندج مراجعه نمود،اما ..............

رامين زندنيا در باره ي عدم حضورش در دادگاه مي گويد:احضاريه نزديك ظهر امروز 8خرداد به دست من رسيده بود،تاهنگامي كه هيچ احضاريه اي توسط دادسرا به دست من نرسيده،از كجا بايد مي دانستم كه به دادگاه احضار شده ام؟

آقاي حيدر زمان كه در آخرين ساعات وقت اداري در حالي كه براي همراهي با بهاءالدين ملكي به دادسرا رفته بود،متوجه شد كه وي نيز احضار شده است......
آقاي زمان خود دراين باره چنين مي گويد:

من براي اينكه بهاالدين ملكي تنها نباشد با وي به دادگاه رفتم، دردادگاه توسط قاضي متوجه شدم كه من هم جزو احضار شدگان هستم.............. 

بر گرفته از كانون صنفي معلمان ايران -تهران


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 9 خرداد1387ساعت 18:42  توسط سخن مشترک  | 

 

كانون صنفي معلمان ايران,تهران3

 

كردستان :

    بهاالدين ملكي عضو هيات مديره ي انجمن صنفي معلمان كردستان ، دبير علوم اجتماعي مدارس حيدر محي و قانع سنندج ، به شعبه ي 4دادسراي انقلاب اين شهر احضار.................

 

کرمانشاه:

 اما بازنشستگان كرمانشاهي ، گفته اند: اگر اين بارهم وعده هاي مسئئولين در وغ باشد،با پاي پياده به سوي تهران به راه خواهند افتاد.............

 

یزد:

بازنشستگان يزدي متشكل از خانمها و آقايان در سومين روز از تجمعات خود خواستار پرداخت نقدي پاداش پايان خدمت خود شدند،در تازه ترين تجمعي كه ديروزيكشنبه 5خرداد 1387 برگزار شده بود،به پيشنهاد آقاي پرويز داوودي، معاون مالي  ...........

 

مشهد:

بازنشستگان مشهدي نيز طي دو هفته ي گذشته 3 تجمع برگزار كرده اند، و قرار است تجمع بعدي آنان در جلوي سازمان آموزش و پرورش مشهد روز ............

 

خوزستان:

   معلمان خوزستان نيز تاكنون حقوق ارديبهشت ماه خود را دريافت نكرده اند.حق الزحمه ي نوبت دوم دفترداران و مديران نيز 8 ماه است كه پرداخت نشده، به همين خاطر گروهي از معلمان آباداني به اداره ي آموزش و پرورش آبادان رفته و علت اين  ..........

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 7 خرداد1387ساعت 13:11  توسط سخن مشترک  | 

   گفتگو با آقاي خليل بهراميان وكيل مدافع فرزاد كمانگر معلمي كه به اعدام محكوم شده است.

 

صدورحكم اعدام فرزاد كمانگر ماههاست كه به يكي از دغدغه هاي معلمان و كانون هاي صنفي كشور تبديل شده است، بسياري از فعالان صنفي ماههاست كه در اين انديشه اند كه با اين موضوع چگونه برخوردكنند.اصل موضوع چه بوده؟ مگراين معلم صنفي چه كرده است كه از طرف قاضي پرونده شايسته ي اعدام تشخيص داده شده است؟آيا اساسا يك كارمند دولت فرصتي براي پرداختن به امور ديگري غير از معلمي دارد؟

به گفته ي آقاي خليل بهراميان وكيل مدافع فرزاد كمانگر :

 " يكي از اتهامات موكل من عضويت وي در سازمان پ.ك. ك است. سازماني كه در ايران نيست بلكه متعلق به كشور تركيه مي باشد."

 پرسش اينجاست آيا چه سندي هست كه كمانگر عضو اين سازمان بوده است؟ آقاي بهراميان در پاسخ به اين پرسش مي گويد :

" من پس از مطالعه ي پرونده هيچ مدركي كه حاكي از عضويت ايشان در سازمان پ.ك.ك باشد،نديدم و در پرونده موجود نيست و آقاي كمانگر به هيچ وجه عضو اين سازمان نبوده ونيست.لذا اتهامي كه بدون سندو مدرك كافي ارائه شود،فاقد وجاهت قانوني است."برگرفته ازکانون صنفی معلمان ایران،تهران

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 خرداد1387ساعت 19:18  توسط سخن مشترک  | 

معلم فداکار جانش را فداي دانش‌آموزش کرد.
 

محمودرضا واعظي معلم فداکار يکي از مدارس شهر نيشابور در اردوي دانش‌آموزي و هنگام مسابقه فوتبال، متوجه فرود آمدن ميله دروازه بر سر يکي از دانش آموزانش شد.

وي در اقدامي دلسوزانه، اين دانش‌آموز را به سمتي پرت کرد و او را از اين حادثه نجات داد، اما ميله دروازه بر سر خودش فرود آمد و به شدت مصدوم شد.

اين معلم فداکار پس از مصدوميت به بيمارستان 22 بهمن نيشابور منتقل شد، اما تلاش پزشکان براي نجات وي بي‌نتيجه ماند.
محمودرضا واعظي با 35 سال سن 11 سال سابقه معلمي داشت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 خرداد1387ساعت 0:6  توسط سخن مشترک  |